نسخه‌ٴ قاب‌كرده‌ٴ آن در مطب پزشكان يهودي يافت مي‌شود. شاگرد و همكار محبوب ابن‌رشد در مصر، يعني يوسف بن عقنين‌، هم پزشك برجسته‌اي بود. از طب‌النفوس او مي‌توان تصوري در مورد نحوه‌ٴ آموزش عمومي و آموزش پزشكي در ميان يهوديان اسپانياي آن زمان به‌دست آورد، كه اين آموزش روي‌هم‌رفته به طور چشمگيري جامع بوده‌، و اين به ما كمك مي‌كند تا علت‌ تفوق معنوي يهوديان اسپانيا را دريابيم‌.
مترجم بزرگ سموئيل بن تبوّن‌، كه ترجمه‌ٴ او از دلالة الحائرين‌، وي را در سده‌ٴ سيزدهم‌، به‌اوج‌ شهرت رساند، در 1199 در بزيه نخستين ترجمه‌اش را به اتمام رساند، كه عبارت بود از شرح‌ علي بن رضوان بر الصناعةالطبية جالينوس‌.
دين آثار، با قدري ترديد، مي‌توان تقليد عبري كلمات قصار بقراط را اضافه كرد، كه به شاعر كاتالونيايي يوسف بن زبره منسوب است‌.
جز اين تقليد، و البته ترجمه‌ٴ سموئيل بن تبوّن‌، همه‌ٴ آثار طبي پزشكان يهودي كه ذكرشان‌ شد، به‌عربي نوشته شده بود. با اين حال‌، رساله‌ٴ بيماريهاي زنان ششت و آثار ابن‌ميمون به‌زودي‌ و بارها به‌عبري ترجمه شد، و بسياري‌شان به عبري معروف‌تر است تا به‌عربي‌. در واقع‌، هنوز چاپ انتقادي آثار ابن‌ميمون به عربي‌، حتي فصول او، در دست نيست‌.
من از همه‌ٴ اين افراد در مقام يهوديان غربي سخن گفتم‌، ولي بهتر است به‌خاطر داشته باشيم‌ كه دو تن برجسته‌ترينشان‌، يعني ابن‌ميمون و يوسف بن عقنين‌، در مصر برآمدند و مهم‌ترين آثار طبي ابن‌ميمون در آن كشور نوشته شد. با اين حال آنان اسپانيايي بودند، نه مصري‌.

4. يهوديان شرقي‌. هبةالله بن ملكا كه در بغداد برآمد، و كور و كر بر اثر بيماري دأالفيل در همان‌جا درگذشت‌، خلاصه‌ٴ كالبدشناسي جالينوس را تأليف كرد. او يك مورد بيماري رواني را به‌وسيله‌ٴ تلقين معالجه كرد، چنين معالجه‌اي به خيلي از پزشكان معروف مسلمان نسبت داده‌ شده است‌، و آنان به‌چيزي كه آن را طب روحاني مي‌ناميدند توجه زيادي داشتند. سموئيل بن‌ عباس رساله‌اي در باب بيماريهاي زنان و امور جنسي نوشت‌، كتابي كه همه درباب آيين‌ عشق‌ورزي و نيمه‌طبي بودند، و امثال آن در ادبيات عربي فراوان است‌. هبةالله و سموئيل هر دو را بايد در شمار مسلمانان آورد، چون هر دو در اواخر عمر مسلمان شدند. از اين گذشته‌، كتاب‌ عاشقانه‌ٴ سموئيل بيشتر در حيات اسلامي متداول بود تا حيات يهود.
ابن مدور قرائي مجموعه‌اي از مشاهدات طبي را گرد آورد، ابن ناقد چشم‌پزشك هم همين‌ كار را كرد. ابن جامع رساله‌اي در كليات طب‌، ارشاد، شرحي بر مقاله‌ٴ پنجم قانون‌، و دو مقاله‌ درباره‌ٴ ليمو و ريواس نوشت‌، كه ابن‌بيطار آن مقاله‌ها را در تأليف خودش نقل كرده است‌. ابوالمعالي‌ آثار طبي متعددي نوشت‌، كه يكي از آنها مجموعه‌اي از مشاهدات طبي نظير آثار ابن‌مدور و ابن‌جامع است‌. احتمالاً پسر او بود كه فصل آخر فصول موسي را پس از مرگ ابن‌ميمون تحرير كرد.